ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
30
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
گرفت . داود از ديگرى پرسيد : « درين باره چه مىگوئى ؟ » جواب داد : « او راست مىگويد . من مىخواستم ميشهاى خود را كامل كنم و شمارهء آنها را درست به صد برسانم . اين بود كه ميش او را هم گرفتم . » داود گفت : « درين صورت ، ما نمىگذاريم كه تو آن را بربائى . » فرشته گفت : « تو توانائى چنين كارى را ندارى . » داود به پيشانى و بينى او اشاره كرد و گفت : « اگر مال او را به او برنگردانى ، اين جا و اين جاى تو را خواهم زد ! » درين هنگام فرشته گفت : « اى داود ، تو خود شايستهترى كه چنين كيفرى ببينى چون تو نود و نه زن داشتى و اوريا جز يك زن نداشت . با اين وصف آنقدر او را به جنگ فرستادى كه سرانجام كشته شد و همسر او را نيز گرفتى . » پس از اين سخن ، آن دو فرشته ناپديد شدند . داود دانست كه خداوند چگونه او را آزموده . و او در چه دامى افتاده است . از اين رو ، به سجده افتاد و چهل روز سر از زمين بر نمىداشت مگر براى نيازهائى كه از بر آوردن آنها چارهاى نداشت . در آن حال مىگريست و گريهء خويش را چندان ادامه داد